
من یک زنم،از جنس نور و خورشید ابر سیاه رهایم کن....
ادامه مطلب
میگم از وقتی چشم باز کردیم بهمون گفتن این دنیا محل رنج و عذابِ و خوشی ها برای اون دنیاست !!میگن فقط باید صبور باشی و تحمل کنی تا بهت جایگاه بهشت بدن !!این حرفا منطقی نیست وقتی توی قنوت نماز از خداوند، هم این دنیا رو میخوایم هم اون دنیا .درست میگم؟؟؟ بخوانید...
ادامه مطلب
قصه از اونجا شروع شد که اولین بار برای شستن دستشویی خودم رو دم به مریضی زدم تا تن به این ذلت ندم...ولی گویا این اتفاق میمون باید رقم میخورد... حالا شاید تعجب کنید چرا گفتم میمون؟ آری کاری که که به زعم من نامبارک بود ... الان برای من لذت بخش ترین کار دنیاس...بعلع دیوانه وار از شستن دستشویی کیفور میشم... وقتی برق سرامیک ها و شیرآلات در مردمک چشمم دلبری میکنه... اونجاس که ارضا میشم... و یه آخیش میگم و میام بیرون و فحش گره میذارم و با صدای بلند فریاد میزنم کسی بدون اذن من حق نداره دستشویی بره...هر چند اهل خانه ۲ ساعت اول رو مراعات میکنن ولی نرم نرمک گوه میزنن به احوالات بنده و آنچنان بدرفتار میکنن با دستشویی زیبای ِ من که خودمم بی خیال میشم تا روز موعود یعنی شستن بعدی!یه وقت فکر نکنی من بیماری و...
ادامه مطلب
توسط سنجاقک | چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۱ | 10:8 یه گروه قدیمی تو تلگرام داریم که همکلاسی های سابق دانشگاه اعم از دختر و پسر فعالیت میکنند...تو گروه چرخ میزدم... خاطرات و شیطنت های دوران دانشجویی تداعی شد و اینکه چه قدر زود میگذره و اینقدر درگیر زندگانی میشیم که همه چی و از یاد بردیم!عکس های پروفایل تک تکشون و نگاه کردم ... بدون اندکی مبالغه عرض میکنم همه ی دوستانم پیر شدن... جز ۶ نفری که از این کشور رفتند...بی اختیار یاد این آهنگ افتادم...ایران من، شکنجگاه بی گناهانایران من، هشتاد و چند ملیون گروگاندانلود... بخوانید...
ادامه مطلب
خودم ۹۵ درصد نیم تنه ۵ درصد میت...
ادامه مطلب
ماهی در برکه و برکه تهی از آبدانه در کویر و کویر تشنهپرنده در قفس و آسمان در انتظار اوشب در کمین روز خفتهچشمها بستههمه خسته ، همه بی کسشهر پر از زندان در بستهامید ناامیدان روزنی است از نورغافل از آنکه روزن را نیست طاقت آن نور...
ادامه مطلب