خرید بک لینک

قصه از اونجا شروع شد که اولین بار برای شستن 1 خودم رو دم به مریضی زدم تا تن به این ذلت ندم...

ولی گویا این اتفاق میمون باید رقم میخورد... حالا شاید تعجب کنید چرا گفتم میمون؟ آری کاری که که به زعم من نامبارک بود ... الان برای من لذت بخش ترین کار دنیاس...

بعلع دیوانه وار از شستن دستشویی کیفور میشم... وقتی برق سرامیک ها و شیرآلات در مردمک چشمم دلبری میکنه... اونجاس که ارضا میشم... و یه آخیش میگم و میام بیرون و فحش گره میذارم و با صدای بلند فریاد میزنم کسی بدون اذن من حق نداره دستشویی بره...

هر چند اهل خانه ۲ ساعت اول رو مراعات میکنن ولی نرم نرمک گوه میزنن به احوالات بنده و آنچنان بدرفتار میکنن با دستشویی زیبای ِ من که خودمم بی خیال میشم تا روز موعود یعنی شستن بعدی!

یه وقت فکر نکنی من بیماری وسواس دارمااااا... نخیر... فقط خواستم رمانتیک گونه وخاص ؛ با این پُست ارادتم رو به تلاشِ خودم و برق انداختن های هفتگی دستشویی خانه ام و همه ی زحمت کش های این عرصه نشان بدهم... باشد که این عملِ میمون همگانی شود...

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: شنبه 13 اسفند 1401 ساعت: 17:42

صفحه بندی