این بود که بعد از چند تا خواستگار به یکیشون که به اصطلاح خوش تیپ تر و تحصیل کرده بود جواب مثبت دادم
اغلب مردهای فامیل ما زذ هستن یا زن دوست هستن
منم فکر میکردم همه مردها اینطورین اما امان از سادگی و ...
ومن با مجید نامزد شدم
تو دوران نامزدی یه مقدار به اخلاق بدش پی بردم
و چون اعتماد به نفس نداشتم نتونستم با موضوع جدی برخورد کنم
اما چند باری به مامان گفتم من اینو نمیخام اما میگفت زشته بده و....
و اون زن برادرم که از بچه گیم تو زندگیم دخالت داشت هم هی موش میدوند که مبادا این داستان بهم بخوره
وای روزگار
برچسب:
نویسنده: آرتین نوری