خرید بک لینک

بیشتر امروز رو خوابیدم.چون دیروز مهمون داشتم از ظهر تا آخر شب.دو تا از دو ستای قجری با خانوادشون.

قبلا اینطوری نبودم ولی الان کم میارم بخصوص که قجری هم هیچ کمکی نمیکنه.

***

این روزا خیلی دلم تنگ پدر و مادرمِ

دلم میخواد برم خونشون .دلم تنگِ.دلم میخواد دست مادر رو روی موهام حس کنم.

اما نیست

فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه.من هیچوقت بچگی نکردم .

برچسب: نویسنده: آرتین نوری تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 1:15

صفحه بندی