وطنم اراک

متن مرتبط با «پدر» در سایت وطنم اراک نوشته شده است

پدر

  • نیلوبلاگ

    کاش می شد راز چشمان تو را روی گل برگ گل سرخی نوشت وقتی پدرم سکته کرده بود اورژانس که اومد تشخیص نداد گفت سرما خورده و رفت میگن یه آمپوله که اگه تا 2ساعت بعد سکته مغزی زده بشه رد میشه افسوس تا آخر عمر ازشون بدم میاد اورژانسو میگم اگه بابای خودشم بود همینو میگفت ...

    ادامه مطلب
  • پدر2

  • نیلوبلاگ

    خلاصه بعد ده روز حال پدرم بد شد وقتی بردنش بیمارستان تازه فهمیدن سکته مغزی کرده و یه تیکه خون لخته توی گردنش مونده وای یعنی همه چی تموم باید منتظر آب شدن بابات باشی تا کم کم همه چیش از کار بیفته و ... خیلی روزگار سختی بود دو سال طول کشید خیلی ناراحتم با اینکه سعی کردم کم نزارم با مامانم هر دوتایی پرستاریشو میکردیم فکر کن بابات توی بغلت جون بده ...

    ادامه مطلب
  • پدر4

  • نیلوبلاگ

    سلام بابایی شب جمعه است خیلی وقته نیومدم بهشت زهرا دلم تنگه دلم میخاست بیام پیشت بشینم کمرتو ماساژ بدم یا برات زیارت عاشورا بخونم تو هم خیلی قشنگ گوش بدی هفته اخر پیشت نبودم رفته بودم کربلا برات دعا کنم اومدم دیدم حالت خیلی بده چشمات بسته است و نفس های بلند می کشی به مامان نگاه میکردم دوتایی میزدیم زیر گریه هر دو تا مون فهمیده بودیم روزهای آخره دوستت دارم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    پدر آن دیگری | پدر سالار | پدرام پاریزی | پدر و پسر | پدر شعر | پدرخوانده 3 | پدرام سلطانی | پدر خوب | پدر20 مادر20 |